ترجمه "permanent" به فارسی

همیشگی, ماندگار, پایدار بهترین ترجمه های "permanent" به فارسی هستند.

permanent adjective verb noun دستور زبان

Without end, eternal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همیشگی

    lasting for an indefinitely long time

    But this state of affairs is not necessarily permanent, nor is it a matter of principle.

    اما این کیفیت امور لزوماً همیشگی نیست، اساسی هم نیست.

  • ماندگار

    adjective proper

    without end

    But it wouldn't lead to anything not to anything permanent, because of his character.

    اما به جایی نمیرسید به جایی ماندگار به دلیل شخصیتش.

  • پایدار

    without end

    Permanent peace is nothing but an illusion.

    صلح پایدار چیزی نیست بجز یک توهم.

  • ترجمه های کمتر

    • جاودان
    • بیپایان
    • ثابت
    • دائمی
    • دایمی
    • ماندنی
    • پایا
    • دیرپای
    • پردوام
    • مستمر
    • مدام
    • پاینده
    • جاوید
    • فر شش ماهه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " permanent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Permanent
+ اضافه کردن

"Permanent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Permanent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "permanent"

عباراتی شبیه به "permanent" با ترجمه به فارسی

  • مغناطیس دایمی · مغناطیس طبیعی
  • هيلك یمياد یگداتفا راک زا
  • كارگران تماموقت · کارگر دائمی
  • رجوع شود به permanence · پایداری · چیز پایدار
  • تداوم · ثبات · دوام · ماندگاری · همیشگی · پایایی · پایداری · پایندگی
  • برنامه های دائمی
  • دندان دائمی · دندان دائمی (در برابر: دندان شیری milk tooth) · دندان پایا
  • علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
اضافه کردن

ترجمه های "permanent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه