ترجمه "permanently" به فارسی

همیشه, بطورثابت, بطور دائمی بهترین ترجمه های "permanently" به فارسی هستند.

permanently adverb دستور زبان

In a permanent manner; lastingly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همیشه

    adverb

    Caius's scowl was so deep it looked like his papery, translucent skin would crease permanently.

    غرش کایوس آنقدر عمیق بود که به نظر میآمد پوست شفاف و کاغذیاش برای همیشه چروک شود.

  • بطورثابت

  • بطور دائمی

    The human juggernaut is permanently eroding Earth's ancient biosphere by a combination of forces

    نیروی تخریبی مهیب بشر بطور دائمی باعث نابودی زیست سپهر دیرینه زمین با ترکیبی از نیروها میشود

  • بطور همیشگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " permanently " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Permanently
+ اضافه کردن

"Permanently" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Permanently در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "permanently" با ترجمه به فارسی

  • مغناطیس دایمی · مغناطیس طبیعی
  • هيلك یمياد یگداتفا راک زا
  • كارگران تماموقت · کارگر دائمی
  • رجوع شود به permanence · پایداری · چیز پایدار
  • تداوم · ثبات · دوام · ماندگاری · همیشگی · پایایی · پایداری · پایندگی
  • برنامه های دائمی
  • دندان دائمی · دندان دائمی (در برابر: دندان شیری milk tooth) · دندان پایا
  • علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
اضافه کردن

ترجمه های "permanently" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه