ترجمه "permutation" به فارسی
جایگشت, جانشینی, رجند بهترین ترجمه های "permutation" به فارسی هستند.
permutation
noun
دستور زبان
(mathematics) A one-to-one mapping from a finite set to itself. [..]
-
جایگشت
bijection
-
جانشینی
noun -
رجند
-
ترجمه های کمتر
- فراگردی
- تعویض
- (ریاضی) جایگشت
- تغییر اساسی
- دگرگونی کامل
- هام گشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permutation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "permutation" با ترجمه به فارسی
-
سیکل
-
شبکه جانشینی جایگشت
-
(ترتیب چیزی را) عوض کردن · (نادر) تغییر دادن · جابجا کردن · جایگشت کردن · دگرگون کردن · رجند کردن · مقدم و موخر کردن · پس و پیش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن