ترجمه "permits" به فارسی

مجوزها, اجازهنامهها بهترین ترجمه های "permits" به فارسی هستند.

permits verb noun

Plural form of permit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجوزها

    And who renews permits?

    و چه کسي مجوزها رو تمديد ميکنه ؟

  • اجازهنامهها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " permits " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "permits" با ترجمه به فارسی

  • مجاز
  • ددجم دورو
  • پروانه ساختمان
  • )همان هزاجا( همانیهاوگ
  • اجازه
  • اجازه اشتغال · اجازه کار
  • (جانور شناسی) ماهی پمپانو (Trachinotus falcatus) · اجازه · اجازه دادن · اجازه نامه · اجازه ی ورود دادن · اذن · اذن دادن · امکان دادن · امکان پذیر کردن · تصدیق · جایز شمردن · جواز · حکم · دستور · دستوری دادن · راه دادن · رخصت دادن · روا داشتن · روا کردن · رواداشت · فرصت دادن · لهی کردن · مجاز دانستن · مجاز کردن · مجال دادن · مجوز · مختار کردن · ممکن ساختن · میسر کردن · ندیده گرفتن · پته · پذیرفتن · پروانه · پرگیدن · گذاشتن · گواهینامه
  • اجازه اقامت · پروانه اقامت
اضافه کردن

ترجمه های "permits" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه