ترجمه "persimmon" به فارسی

خرمالو, املت, خرمندی بهترین ترجمه های "persimmon" به فارسی هستند.

persimmon noun دستور زبان

A type of fruit, of orange colour, very sweet, quite astringent when immature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرمالو

    noun

    fruit

    i found out that my mother buried the persimmon vinegar

    من فهمیدم که مادرم سرکه خرمالو را دفن کرده است

  • املت

    noun
  • خرمندی

  • ترجمه های کمتر

    • (میوه) خرمالو
    • (گیاه شناسی) درخت خرمالو (جنس Diospyros از خانواده ی ebony)
    • چوب این درخت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " persimmon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Persimmon
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرمالو

    noun

    Persimmons and cherries. "

    خرمالو و گيلاس "

تصاویر با "persimmon"

عباراتی شبیه به "persimmon" با ترجمه به فارسی

  • خرمالو
  • (گیاه شناسی) خرمالو (Diospyros kaki) · خرمالوي ژاپني · ديوسپيروس كينانسيس · دیوسپیروس کاکی · میوه ی این درخت
  • خرمالوي آمريكايي · دیوسپیروس ویرژینیانا
  • خرمالو
  • (گیاه شناسی) خرمالو (Diospyros kaki) · خرمالوي ژاپني · ديوسپيروس كينانسيس · دیوسپیروس کاکی · میوه ی این درخت
اضافه کردن

ترجمه های "persimmon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه