ترجمه "persistence" به فارسی

پشتکار, استقامت, اصرار بهترین ترجمه های "persistence" به فارسی هستند.

persistence noun دستور زبان

The property of being persistent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشتکار

    noun

    personality trait in psychology

    You've complimented me with your persistence and patience.

    تو با پشتکار از من تعريف و تمجيد کردي.

  • استقامت

    noun

    Even the most distant dream can be realized with determination and persistence

    حتی دورترین رویاها میتواند با عزم و استقامت محقق شود

  • اصرار

    noun

    But Mitya persisted and sent his name up again.

    لیکن دیمیتری اصرار ورزید و بار دیگر تقاضای ملاقات او را کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • پافشاری
    • استمرار
    • سرسختی
    • مقاومت
    • ثبات قدم
    • سماجت
    • مداومت
    • پایداری
    • ماندگاري
    • دوام
    • تسلسل
    • پایستگی
    • پایمردی
    • لجبازی
    • (ادامه ی معلول حتی پس از رفع علت) تداوم
    • (در برابر مشکلات ومصایب) ایستادگی
    • ابرام (persistency هم می گویند)
    • باقی ماندن
    • تسلیم ناپذیری
    • رجوع شود به afterimage
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " persistence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "persistence" با ترجمه به فارسی

  • درجه ثبات
  • با پافشاری · بااصرار · به ابرام · مصرانه
  • تهدیدهای پیشرفته و مستمر
  • (در برابر مشکلات و مصایب) پایدار · (مقاوم در برابر دوا و درمان) دیر پا · (گیاه شناسی -جانور شناسی) همیشگی · استوار · با استقامت · با سماجت · بی وقفه · دارای پشتکار · دیرزدودنی · سر سخت · سرسختانه · سمج · طولانی · ماندگار · مزمن · مصر · مصرانه · مکرر · پافشار · پافشارانه · پایا · پایسته · پایمرد · پر بسامد · پردوام · پی در پی · یکدنده
  • تداوم حافظه
  • تنه مشترک شریانی
  • ساختار دادههای ماندگار
  • پایایی آفتکش
اضافه کردن

ترجمه های "persistence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه