ترجمه "persist" به فارسی
پافشاری کردن, سماجت کردن, واسرنگیدن بهترین ترجمه های "persist" به فارسی هستند.
persist
verb
دستور زبان
(intransitive) To go on stubbornly or resolutely. [..]
-
پافشاری کردن
verbThe officer did not persist, and retired speedily.
افسر پافشاری نکرد و بی درنگ خود را کنار کشید.
-
سماجت کردن
verb -
واسرنگیدن
-
ترجمه های کمتر
- (در برابر مشکلات و مصایب) ایستادگی کردن
- ادامه یافتن
- اصرار کردن
- باقی ماندن
- بقا یافتن
- تسلیم نشدن
- ثابت قدم بودن
- ثابت قدم ماندن
- ثبات قدم داشتن
- دوام آوردن
- دوام داشتن
- دوام کردن
- زنده ماندن
- پابرجا ماندن
- پشتکار داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " persist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Persist
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Persist" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Persist در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "persist" با ترجمه به فارسی
-
درجه ثبات
-
با پافشاری · بااصرار · به ابرام · مصرانه
-
تهدیدهای پیشرفته و مستمر
-
(در برابر مشکلات و مصایب) پایدار · (مقاوم در برابر دوا و درمان) دیر پا · (گیاه شناسی -جانور شناسی) همیشگی · استوار · با استقامت · با سماجت · بی وقفه · دارای پشتکار · دیرزدودنی · سر سخت · سرسختانه · سمج · طولانی · ماندگار · مزمن · مصر · مصرانه · مکرر · پافشار · پافشارانه · پایا · پایسته · پایمرد · پر بسامد · پردوام · پی در پی · یکدنده
-
تداوم حافظه
-
تنه مشترک شریانی
-
ساختار دادههای ماندگار
-
پایایی آفتکش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن