ترجمه "persistent" به فارسی
سمج, پایا, مزمن بهترین ترجمه های "persistent" به فارسی هستند.
persistent
adjective
دستور زبان
Obstinately refusing to give up or let go. [..]
-
سمج
adjectiveExcuse me, as a persistent man of business.
ببخشید که من به عنوان یک آدم اهل حساب و کتاب تا این مایه سمج هستم.
-
پایا
-
مزمن
Oh, and two years ago, you had a persistent ear infection.
اه ، و دو سال پيش ، عفونت مزمن گوش داشتيد.
-
ترجمه های کمتر
- ماندگار
- مصر
- مصرانه
- سرسختانه
- مکرر
- طولانی
- دیرزدودنی
- پافشار
- پافشارانه
- پایسته
- پایمرد
- پردوام
- یکدنده
- استوار
- (در برابر مشکلات و مصایب) پایدار
- (مقاوم در برابر دوا و درمان) دیر پا
- (گیاه شناسی -جانور شناسی) همیشگی
- با استقامت
- با سماجت
- بی وقفه
- دارای پشتکار
- سر سخت
- پر بسامد
- پی در پی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " persistent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Persistent
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Persistent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Persistent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "persistent" با ترجمه به فارسی
-
درجه ثبات
-
با پافشاری · بااصرار · به ابرام · مصرانه
-
تهدیدهای پیشرفته و مستمر
-
تداوم حافظه
-
تنه مشترک شریانی
-
ساختار دادههای ماندگار
-
پایایی آفتکش
-
زندگی نباتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن