ترجمه "personate" به فارسی
(رل یا نقشی را) بازی کردن, (نمایش) در نقش کسی ظاهر شدن, (گیاه شناسی) میمونی بهترین ترجمه های "personate" به فارسی هستند.
personate
adjective
verb
دستور زبان
(transitive) to fraudulently portray another person; to impersonate [..]
-
(رل یا نقشی را) بازی کردن
-
(نمایش) در نقش کسی ظاهر شدن
-
(گیاه شناسی) میمونی
-
ترجمه های کمتر
- ایفا کردن
- تقلید درآوردن
- تقلید کردن
- تقلید کردن از
- جعل شخصیت کردن (impersonate هم می گویند)
- خود را به جای دیگری جا زدن
- رجوع شود به personalize
- رجوع شود به typify
- شخصیت دادن به
- نقش داشتن
- وانمود کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " personate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "personate" با ترجمه به فارسی
-
هدش مگ صخش
-
دستیار شخصی هوشمند
-
(دستور زبان) اول شخص · اول شخص · داستانی که توسط شخص اول داستان نقل شود · داستانی که در آن اول شخص مفرد خیلی به کار رفته باشد
-
شخص حقوقی
-
اختلال شخصیت نمایشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن