ترجمه "pertinently" به فارسی
بامناسبت, بموقع, درست بهترین ترجمه های "pertinently" به فارسی هستند.
pertinently
adverb
دستور زبان
In a pertinent manner; relevantly. [..]
-
بامناسبت
-
بموقع
-
درست
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بطور شایسته
- بطور مقتضی
- چنانکه مربوط باشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pertinently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pertinently" با ترجمه به فارسی
-
بجا · جور · درخور · مربوط · مناسب · وابسته · وارد
-
مربوط
-
دخل · ربط · قابلیت اجرا · مناسبت
-
دخل · رابطه · ربط · قابلیت اجرا · مناسبت · وابستگی (pertinancy هم می گویند)
-
بجا · جور · درخور · مربوط · مناسب · وابسته · وارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن