ترجمه "pervasion" به فارسی

نفوذ, اشباع, سرایت بهترین ترجمه های "pervasion" به فارسی هستند.

pervasion noun دستور زبان

The act of pervading; permeation, suffusion [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نفوذ

    noun

    Not a pervasive element in modern American cinematic vision.

    نه در مورد ابزار نفوذ کننده اي که در سينماي مدرن آمريکايي به پرده ها در مياد

  • اشباع

  • سرایت

  • ترجمه های کمتر

    • نشر
    • پرسازی
    • انتشار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pervasion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pervasion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pervasion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه