ترجمه "pervasive" به فارسی
فراگیر, نافذ, فراگستر بهترین ترجمه های "pervasive" به فارسی هستند.
pervasive
adjective
دستور زبان
Manifested throughout; pervading, permeating, penetrating or affecting everything. [..]
-
فراگیر
adjectivemanifested throughout
given how pervasive human influence has been over it.
که از تأثیر فراگیر بشر در این دوره نشأت می گیرد.
-
نافذ
adjectiveAnd I kept hearing this pervasive sentence:
و مدام این جمله نافذ را می شنیدم:
-
فراگستر
-
ترجمه های کمتر
- گسترنده
- درون گستر
- مستولی شونده
- پخش شونده (در درون)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pervasive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pervasive" با ترجمه به فارسی
-
اختلالهای تحولی فراگیر
-
فراگیر
-
اشباع · انتشار · سرایت · نشر · نفوذ · پرسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن