ترجمه "phlegm" به فارسی

خلط, خون, مخاط بهترین ترجمه های "phlegm" به فارسی هستند.

phlegm noun دستور زبان

(historical) One of the four humors making up the body in ancient and mediaeval medicine; said to be cold and moist, and often identified with mucus. [from 13th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلط

    noun

    Then, two weeks later, I caught him coughing a wad of blood stained phlegm into the toilet.

    دو هفته بعد او را هنگامی که یک لخته خلط خونآلود در توالت بالا آورد، غافلگیر کردم.

  • خون

    noun
  • مخاط

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سستی
    • تف
    • بلغم
    • متانت
    • آرامی
    • (مثلا هنگام سرماخوردگی) خلط (اخلاط)
    • (مهجور) یکی از اخلاط اربعه : بلغم
    • بلغمی مزاجی
    • بی حالی
    • خلط سینه
    • سودا و صفرا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " phlegm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Phlegm
+ اضافه کردن

"Phlegm" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Phlegm در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "phlegm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه