ترجمه "phlegmon" به فارسی
دنبل, دمل, فلقمونیا بهترین ترجمه های "phlegmon" به فارسی هستند.
phlegmon
noun
دستور زبان
A solid mass formed by inflamed connective tissue, such as forms around an appendix in appendicitis. [..]
-
دنبل
-
دمل
-
فلقمونیا
-
اماس بافت اگینی که یکجور ان دنبل است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " phlegmon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "phlegmon" با ترجمه به فارسی
-
دنبل دار · فلقمونیایی
-
دنبل دار · فلقمونیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن