ترجمه "pickles" به فارسی
خیار ترشی, خیارشور, شورها بهترین ترجمه های "pickles" به فارسی هستند.
pickles
verb
noun
دستور زبان
Plural form of pickle. [..]
-
خیار ترشی
nouneven carried her deference so far as to ask for a recipe for pickling gherkins.
حتی ادب و فروتنی را بجایی رساند که از مادر شوهرش دستور تهیه خیار ترشی را پرسید.
-
خیارشور
nouneating boiled eggs with _kofta_ sandwiches meatballs and pickles wrapped in _naan_.
و تخممرغ پخته و کوفته با خیارشور لای نان خوردیم.
-
شورها
-
ترشی
nounSo we are pickling pickle weed in the middle.
خوب پس در این وسط ما داریم علف ترشی رو ترشی میندازیم!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pickles " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pickles" با ترجمه به فارسی
-
ترشی خیار (که دارای شوید و ادویه ی دیگر است) · خیارترش
-
اسیدشویی · ترشی انداختن
-
(خودمانی - انگلیس) بچه ی شیطان · آب نمک · تخس · ترشی · ترشی انداختن · خیار شور · خیارشور · در آب نمک خواباندن · سرکه · محلول پاکساز (که برای پاک کردن وحفظ فلز و چوب به کار می رود) · مخمصه · هچل · وضعیت دشوار · کیر · گرفتاری
-
(خودمانی) مست · ترشی (انداخته) · شور · پاتیل
-
(خودمانی) مست · ترشی (انداخته) · شور · پاتیل
-
(خودمانی - انگلیس) بچه ی شیطان · آب نمک · تخس · ترشی · ترشی انداختن · خیار شور · خیارشور · در آب نمک خواباندن · سرکه · محلول پاکساز (که برای پاک کردن وحفظ فلز و چوب به کار می رود) · مخمصه · هچل · وضعیت دشوار · کیر · گرفتاری
-
اسیدشویی · ترشی انداختن
-
(خودمانی - انگلیس) بچه ی شیطان · آب نمک · تخس · ترشی · ترشی انداختن · خیار شور · خیارشور · در آب نمک خواباندن · سرکه · محلول پاکساز (که برای پاک کردن وحفظ فلز و چوب به کار می رود) · مخمصه · هچل · وضعیت دشوار · کیر · گرفتاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن