ترجمه "pickling" به فارسی

اسیدشویی, ترشی انداختن بهترین ترجمه های "pickling" به فارسی هستند.

pickling noun verb دستور زبان

An instance of processing something in brine or other solution.. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسیدشویی

  • ترشی انداختن

    روشی برای طولانی کردن عمر مواد غذایی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pickling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pickling" با ترجمه به فارسی

  • ترشی خیار (که دارای شوید و ادویه ی دیگر است) · خیارترش
  • (خودمانی - انگلیس) بچه ی شیطان · آب نمک · تخس · ترشی · ترشی انداختن · خیار شور · خیارشور · در آب نمک خواباندن · سرکه · محلول پاکساز (که برای پاک کردن وحفظ فلز و چوب به کار می رود) · مخمصه · هچل · وضعیت دشوار · کیر · گرفتاری
  • ترشی · خیار ترشی · خیارشور · شورها
  • (خودمانی) مست · ترشی (انداخته) · شور · پاتیل
  • (خودمانی) مست · ترشی (انداخته) · شور · پاتیل
  • (خودمانی - انگلیس) بچه ی شیطان · آب نمک · تخس · ترشی · ترشی انداختن · خیار شور · خیارشور · در آب نمک خواباندن · سرکه · محلول پاکساز (که برای پاک کردن وحفظ فلز و چوب به کار می رود) · مخمصه · هچل · وضعیت دشوار · کیر · گرفتاری
  • (خودمانی - انگلیس) بچه ی شیطان · آب نمک · تخس · ترشی · ترشی انداختن · خیار شور · خیارشور · در آب نمک خواباندن · سرکه · محلول پاکساز (که برای پاک کردن وحفظ فلز و چوب به کار می رود) · مخمصه · هچل · وضعیت دشوار · کیر · گرفتاری
  • (خودمانی - انگلیس) بچه ی شیطان · آب نمک · تخس · ترشی · ترشی انداختن · خیار شور · خیارشور · در آب نمک خواباندن · سرکه · محلول پاکساز (که برای پاک کردن وحفظ فلز و چوب به کار می رود) · مخمصه · هچل · وضعیت دشوار · کیر · گرفتاری
اضافه کردن

ترجمه های "pickling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه