ترجمه "pickup" به فارسی

وانت, پیکاپ, گرفتن بهترین ترجمه های "pickup" به فارسی هستند.

pickup noun دستور زبان

An electronic device for detecting sound, vibration, etc., such as one fitted to an electric guitar or record player. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وانت

    The pickup truck had blown two tires this morning.

    دو تا از لاستیکهای وانت ام روز صبح ترکیدند.

  • پیکاپ

    transducer that captures or senses mechanical vibrations produced by musical instruments

    red pickup, right far entrance

    پیکاپ قرمز. درسته ورودی آخر

  • گرفتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • برداشتن
    • برداشت
    • انگیزان
    • برداشتگاه
    • رفیقه
    • میکروفن
    • ورچین
    • اغاز
    • معشوقه
    • احیا
    • رونق
    • گریز
    • شتاب
    • (از جا) بلند کردن
    • (برنامه ی هنری یا ورزشی) توسط گروه خودمانی یا غیر رسمی 1
    • (رستوران) محل تحویل گرفتن خوراک و پرداخت مبلغ آن (وبردن خوراک به منزل با اتومبیل)
    • (صدا) بلند کن
    • (عامیانه - گروه یا دسته) خودمانی
    • (عامیانه) بلند کردن (زن)
    • (عامیانه) بهبود (تجارت وغیره)
    • (عامیانه) محرک
    • (گرامافون) بازو
    • برای هدف یا مدت معین 0
    • سرحال آور
    • سرعت گیری
    • وانت (pickup truck هم می گویند)
    • کامیون کوچک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pickup " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pickup
+ اضافه کردن

"Pickup" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pickup در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pickup"

عباراتی شبیه به "pickup" با ترجمه به فارسی

  • (رادیو و ضبط صوت و غیره) پیکاپ بلورین · برداره ی بلورین · گیرنده و صدا ساز کریستالی
  • وانت
  • زباله روبی
  • دایرکتوری Pickup
  • (در گرامافون و غیره) بازوی برکشندی · بازوی مغناطیسی · پیکاپ مغناطیسی
  • زباله روبی
اضافه کردن

ترجمه های "pickup" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه