ترجمه "picturesque" به فارسی
خوش منظره, زیبا, جالب بهترین ترجمه های "picturesque" به فارسی هستند.
picturesque
adjective
دستور زبان
Resembling or worthy of a picture or painting; having the qualities of a picture or painting. scenic [..]
-
خوش منظره
adjectiveJust a picturesque backdrop.
فقط يه زمينه ي خوش منظره.
-
زیبا
adjectivea lecture on the picturesque immediately followed
بعد هم نوبت رسید به داد سخن دربارهی مناظر زیبا.
-
جالب
adjectivebut when he saw Miss Wilkinson it seemed less picturesque.
اما همین که میس ویلکینسن را میدید، او را چندان جالب توجه و جذّاب نمییافت.
-
ترجمه های کمتر
- تماشایی
- دیدنی
- فرتورسان
- ناروال
- نامتعارف
- گیرا
- زنده
- (منظره) زیبا
- تصویر مانند
- تصویر کردنی
- شایان تصویر
- عکس مانند
- غیرعادی و جالب
- مناسب برای نقاشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " picturesque " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "picturesque" با ترجمه به فارسی
-
بطورروشن · چنانکه شایسته عکس برداری یانقاشی باشد
-
برجستگی · روشنی · زیبایی · شایستگی برای نقاشی شدن یا عکس برداری · وضوح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن