ترجمه "piddle" به فارسی
ادرار, شاش, جیش بهترین ترجمه های "piddle" به فارسی هستند.
piddle
verb
noun
دستور زبان
(UK, euphemism, slang) An act of urination. [..]
-
ادرار
noun -
شاش
noun -
جیش
noun
-
ترجمه های کمتر
- بول
- پی
- (بیشتر با: away) وقت تلف کردن
- (کودکانه) جیش کردن
- ادرار کردن
- بازیچه قرار دادن
- سرسری گرفتن
- پرسه زدن
- کار بیهوده کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piddle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Piddle
proper
A small river in Dorset county, England. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Piddle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Piddle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "piddle" با ترجمه به فارسی
-
بازیچه قرار دادن · سرسری گرفتن · کار بیهوده کردن
-
اندک · قلیل · ناچیز · چندر غاز · کم · کم اهمیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن