ترجمه "piecemeal" به فارسی

تدریجا, مجزا, تکه تکه بهترین ترجمه های "piecemeal" به فارسی هستند.

piecemeal adjective verb noun adverb دستور زبان

Made or done in pieces or one stage at a time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تدریجا

  • مجزا

  • تکه تکه

  • ترجمه های کمتر

    • در قطعات مختلف
    • قطعه به قطعه
    • مرحله به مرحله
    • کم کم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " piecemeal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "piecemeal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه