ترجمه "pierce" به فارسی

سفتن, سوراخ کردن, آژدن بهترین ترجمه های "pierce" به فارسی هستند.

pierce verb دستور زبان

(transitive) to puncture; to break through [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفتن

  • سوراخ کردن

    verb

    Itseemed as though it might be possible to pierce this worm eaten barrier.

    به نظر میرسید که سوراخ کردن این حصار کرم خورده ممکن است.

  • آژدن

  • ترجمه های کمتر

    • خلاندن
    • خلیدن
    • هناییدن
    • شکافتن
    • فهمیدن
    • (با سوزن یا نیزه یا هر چیز سر تیز) سوراخ کردن
    • (مجازی) اثر کردن
    • درک کردن
    • رخنه کردن
    • فرانکلین پیرس (چهاردهمین رییس جمهور امریکا)
    • نفوذ کردن
    • پی بردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pierce " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pierce proper noun

A male given name, medieval variant of Piers. Modern usage may also derive from the surname. [..]

+ اضافه کردن

"Pierce" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pierce در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "pierce" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pierce" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه