ترجمه "pierced" به فارسی
سوراخ شده ترجمه "pierced" به فارسی است.
pierced
adjective
verb
Simple past tense and past participle of pierce . [..]
-
سوراخ شده
adjectiveIt was pierced but why cut off a healthy leg?
آخه فقط سوراخ شده ، چرا يه پاي سالم رو بايد قطع کنيد ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pierced " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pierced" با ترجمه به فارسی
-
برنده · بلند · تیز · تیزبین · سوراخ کننده · قاطع · مافذ · نافذ · کرکننده
-
سوراخکاری چوچوله
-
سوراخکاری نوک پستان
-
سوراخ کاری بینی
-
سوراخکاری گایچی
-
جواهرات سوراخکاری بدن
-
سوراخکاری اندام جنسی
-
سوراخکاری ناف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن