ترجمه "pilgrimage" به فارسی

زیارت, سفر طولانی, مسافرت به جای مقدس بهترین ترجمه های "pilgrimage" به فارسی هستند.

pilgrimage verb noun دستور زبان

A journey made to a sacred place, or a religious journey. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیارت

    noun

    journey or search of moral or spiritual significance

    There was a tender melancholy in their pilgrimage.

    و از این زیارت بوی اندوهی مهرآمیز برمیخاست.

  • سفر طولانی

  • مسافرت به جای مقدس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pilgrimage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pilgrimage
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیارت

    noun

    There was a tender melancholy in their pilgrimage.

    و از این زیارت بوی اندوهی مهرآمیز برمیخاست.

تصاویر با "pilgrimage"

اضافه کردن

ترجمه های "pilgrimage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه