ترجمه "pillage" به فارسی
غارت, یغما, غارت کردن بهترین ترجمه های "pillage" به فارسی هستند.
pillage
verb
noun
دستور زبان
(ambitransitive) To loot or plunder by force, especially in time of war. [..]
-
غارت
nounA violent appropriation made by soldiers in enemy territory after a victory.
We know you took part in the riot and pillaging.
ما ميدونيم که تو توي شورش و غارت شرکت داشتي
-
یغما
nounwhich, in those waters, have been remorselessly boarded and pillaged.
که در آن آبها به شدت مورد حمله قرار گرفته یغما شدهاند.
-
غارت کردن
verbA violent appropriation made by soldiers in enemy territory after a victory.
the pillaging of minerals,
غارت کردن ماده معدنی،
-
ترجمه های کمتر
- چپاول
- تاراج
- چاپیدن
- استخر
- انعام
- استفاده نامشروع
- تاراج کردن
- ترک تازی
- ترکتازی کردن
- جستجو کردن
- غنیمت جنگی
- مال غارت شده
- کوله پشتی
- یغماگری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pillage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pillage" با ترجمه به فارسی
-
غارتگر · مهاجم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن