ترجمه "pinheaded" به فارسی

ابله, احمق, بی شعور بهترین ترجمه های "pinheaded" به فارسی هستند.

pinheaded adjective دستور زبان

(slang, medicine) Having a head that is unusually tapered or small. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابله

    adjective noun
  • احمق

    adjective noun

    in junior pinheads apartment, no, youre not

    آپارتمان اين جوون احمق بوده نه ، تو نميتوني

  • بی شعور

  • بی مغز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pinheaded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pinheaded" با ترجمه به فارسی

  • (به اندازه ی یک) سر سوزن · (سوزن ته گرد) ته سوزن (که قلمبه است) · آدم ابله · آدم احمق · ناچیز · هر چیز کوچک و کم اهمیت · کم
اضافه کردن

ترجمه های "pinheaded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه