ترجمه "pinion" به فارسی

بال, بالسر, تریز بهترین ترجمه های "pinion" به فارسی هستند.

pinion verb noun دستور زبان

A wing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بال

    noun
  • بالسر

  • تریز

  • ترجمه های کمتر

    • پینیون
    • کنگ
    • (آخرین بخش استخوانی بال پرنده) نوک بال
    • (شعر قدیم) بال
    • (شعر قدیم) پر
    • (مجازی) دست و پای کسی را بستن
    • (مکانیک) چرخ دنده ی کوچکتر (به چرخ دنده ی بزرگتر می گویند: gear)
    • بال بند کردن
    • بال پرنده را چیدن یا بستن (برای جلوگیری از فرار)
    • دستان کسی را بستن (معمولا به بدن)
    • دنده ی کوچک
    • محدود کردن
    • پابند زدن
    • کت بند کردن
    • کفتر بند کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pinion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pinion
+ اضافه کردن

"Pinion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pinion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "pinion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pinion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه