ترجمه "pinioned" به فارسی
بال چیده, کت بسته بهترین ترجمه های "pinioned" به فارسی هستند.
pinioned
adjective
verb
Simple past tense and past participle of pinion. [..]
-
بال چیده
-
کت بسته
The six pinioned ruffians were standing
شش دزد، کت بسته ایستاده بودند؛
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pinioned " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pinioned" با ترجمه به فارسی
-
دنده ی دو صفحه ای
-
(آخرین بخش استخوانی بال پرنده) نوک بال · (شعر قدیم) بال · (شعر قدیم) پر · (مجازی) دست و پای کسی را بستن · (مکانیک) چرخ دنده ی کوچکتر (به چرخ دنده ی بزرگتر می گویند: gear) · بال · بال بند کردن · بال پرنده را چیدن یا بستن (برای جلوگیری از فرار) · بالسر · تریز · دستان کسی را بستن (معمولا به بدن) · دنده ی کوچک · محدود کردن · پابند زدن · پینیون · کت بند کردن · کفتر بند کردن · کنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن