ترجمه "pistillate" به فارسی

(گیاه شناسی) دارای مادگی, مادگی دار (به ویژه : دارای مادگی و بدون پرچم) بهترین ترجمه های "pistillate" به فارسی هستند.

pistillate adjective دستور زبان

(botany) Having pistils [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (گیاه شناسی) دارای مادگی

  • مادگی دار (به ویژه : دارای مادگی و بدون پرچم)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pistillate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pistillate" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی) مادگی · اندام ماده گل · برچهها · تخمدانهاي گياهي · تخمكها · خامه · كلاله · مادگی
اضافه کردن

ترجمه های "pistillate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه