ترجمه "pistole" به فارسی
پیستول, (سابقا - در برخی کشورهای اروپا به ویژه اسپانیا) سکه ی طلا بهترین ترجمه های "pistole" به فارسی هستند.
pistole
noun
دستور زبان
A type of obsolete Spanish coin. [..]
-
پیستول
There were six Spanish pieces of four pistoles each
آن عبارت بود از شش سکه اسپانیائی که ارزش هر یک چهار پیستول بود،
-
(سابقا - در برخی کشورهای اروپا به ویژه اسپانیا) سکه ی طلا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pistole " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pistole" با ترجمه به فارسی
-
(با دسته یاپهنه ی هفت تیر) کتک زدن · ضربه زدن (به ویژه به سروصورت)
-
تپانچه رگباردار
-
تپانچه ی بزرگ (که سابقا سواره ها حمل می کردند)
-
(اسباب بازی) هفت تیر آبی · آبدزدک · هفت تیر آب پران
-
خودکار
-
(مهجور) سرباز مجهز به تپانچه · تپانچه دار
-
پیستول نیمهخودکار
-
از پهلو · اسلحه دستی · اسلحه کمری · اسلحه گرم · با هفت تیر زدن (یا تیر اندازی کردن) · تپانچه · سلاح کمری · هفت تیر · پیشتاب · کمری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن