ترجمه "pistol" به فارسی
تپانچه, سلاح کمری, پیشتاب بهترین ترجمه های "pistol" به فارسی هستند.
pistol
verb
noun
دستور زبان
A handgun, typically with a chamber integrated in the barrel, a semi-automatic action and a box magazine. [..]
-
تپانچه
nounhandgun
He kept only one pistol with one bullet in it.
به هر حال فقط تپانچه را با یک فشنگ برای خود نگه داشت.
-
سلاح کمری
Do you want some dueling pistols or something?
سلاح کمری چیزی واسه دوئلتون نمی خواید ؟
-
پیشتاب
At that moment, they heard the report of the pistol.
اما هما ندم صدای پیشتاب به گوش رسید.
-
ترجمه های کمتر
- کمری
- از پهلو
- اسلحه دستی
- اسلحه کمری
- اسلحه گرم
- با هفت تیر زدن (یا تیر اندازی کردن)
- هفت تیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pistol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pistol
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pistol" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pistol در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pistol"
عباراتی شبیه به "pistol" با ترجمه به فارسی
-
(با دسته یاپهنه ی هفت تیر) کتک زدن · ضربه زدن (به ویژه به سروصورت)
-
تپانچه رگباردار
-
تپانچه ی بزرگ (که سابقا سواره ها حمل می کردند)
-
(اسباب بازی) هفت تیر آبی · آبدزدک · هفت تیر آب پران
-
خودکار
-
(سابقا - در برخی کشورهای اروپا به ویژه اسپانیا) سکه ی طلا · پیستول
-
(مهجور) سرباز مجهز به تپانچه · تپانچه دار
-
پیستول نیمهخودکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن