ترجمه "pitchfork" به فارسی

چنگال, هید, چنگک بهترین ترجمه های "pitchfork" به فارسی هستند.

pitchfork verb noun دستور زبان

An agricultural tool comprising a fork attached to a long handle used for pitching hay or bales of hay high up onto a haystack. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چنگال

    noun

    I just don't want something I gotta feed with a pitchfork when he's sixteen.

    فقط نميخوام که يه چيزي به عمل بياد که. توي شونزده سالگي باس با چنگال بهش غذا بدم

  • هید

    farm tool with tines

  • چنگک

    Baring his teeth like a wolf, Grigory threw the pitchfork at his brother.

    گری گوری مانند گرگ دندان نشان داد و چنگک را پرتاب کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • دوشاخه
    • افشون
    • (کشاورزی) چنگک
    • با چنگک بلند کردن و پرتاب کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pitchfork " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pitchfork"

اضافه کردن

ترجمه های "pitchfork" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه