ترجمه "pixilated" به فارسی

بازیگوش, هوسباز, مسحور بهترین ترجمه های "pixilated" به فارسی هستند.

pixilated adjective دستور زبان

behaving in an eccentric manner, as though led by pixies. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازیگوش

  • هوسباز

    adjective
  • مسحور

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مبهوت
    • شیطان
    • تخم جن
    • جادو شده
    • خیلی حساس
    • مثل کسی که جن توی پوستش رفته باشد
    • مسموم شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pixilated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pixilated" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pixilated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه