ترجمه "pixy" به فارسی
جنی, وصله, جن بهترین ترجمه های "pixy" به فارسی هستند.
pixy
noun
دستور زبان
Alternative spelling of pixie. [..]
-
جنی
-
وصله
noun -
جن
nounbut pixies can be devilishly tricky little blighters
اما جن هاي كوتوله موجودات موذي و بدذات و پليدي هستن
-
پری
nounHey, your little pixie tribe's in there trashing the place.
قبلیه کوچولوی پری هات اون تو رو به گند کشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pixy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pixy" با ترجمه به فارسی
-
جن · جن بچه · موجود کوچک و بازیگوش · وصله · پری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن