ترجمه "place setting" به فارسی
(میز خوراک) سرویس, برای یکنفر, میز آرایی بهترین ترجمه های "place setting" به فارسی هستند.
place setting
noun
دستور زبان
Items of cutlery, crockery and glassware, and sometimes a place mat, arranged for a person at a dining table [..]
-
(میز خوراک) سرویس
-
برای یکنفر
noun -
میز آرایی
-
چیدن سفره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " place setting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "place setting" با ترجمه به فارسی
-
قرار دادن، تنظیم کردن، شروع و براه انداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن