ترجمه "placed" به فارسی
جا داده, قرار داده شده, مکان گرفته بهترین ترجمه های "placed" به فارسی هستند.
placed
adjective
verb
Simple past tense and past participle of place. [..]
-
جا داده
Van der Merwe had placed himself between the two young people
ون درمرو خودش را بین ان دو جوان جا داده بود
-
قرار داده شده
All right. All the pieces were in place.
بسیار خوب همه قطعات بازی کنار هم قرار داده شده بود.
-
مکان گرفته
to this place that she's been fairly fortunate in.
را که از این مکان گرفته را به آن برگرداند.
-
وقوع، استقرار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " placed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Placed
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Placed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Placed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "placed" با ترجمه به فارسی
-
خانه
-
مقدمات
-
مکان
-
خدا · مقدس
-
مقدمات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن