ترجمه "plainly" به فارسی

ساده, رک, صریحا بهترین ترجمه های "plainly" به فارسی هستند.

plainly adverb دستور زبان

In a plain manner; simply; basically. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساده

    adjective

    Say what you mean to say as plainly as possible.

    اون چيزي رو که در نظر داري بطور ساده و صريح بگو

  • رک

    adjective

    No, Juni says plainly.

    یونی رک و راست میگوید: نه.

  • صریحا

    and at another plainly say that the campaign of 1812 and other things they do not like were simply the product of Napoleon's misdirected will

    و زمانی صریحا میگویند که اردو کشی سال 1812 و حوادث دیگری که خوشآیندشان نیست فقط محصول اراده ناپلئون بوده که از راه نادرستی رفته

  • ترجمه های کمتر

    • بوضوح، صراحتأ، بروشنی
    • بطورساده
    • بطورواضح
    • پوست کنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plainly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plainly
+ اضافه کردن

"Plainly" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plainly در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "plainly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه