ترجمه "plainness" به فارسی

سادگی, زشتی, روشنی بهترین ترجمه های "plainness" به فارسی هستند.

plainness noun دستور زبان

(uncountable) The condition of being plain (in all senses) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سادگی

    noun

    It is very plain and honest, as any one can see, .

    چون سادگی و صداقت او بر همگان روشن است.

  • زشتی

    noun

    But there were other faults against which she was powerless: what could she do against her plainness?

    ولی عیبهای دیگری بود که دربارهٔ آن کاری از دستش برنمیآمد: با زشتی خویش چه میتوانست بکند؟

  • روشنی

    noun

    his own plain vivacious person set off by a dove colored blouse and a maroon velvet cap

    خود نو مان سرزنده و نازیبا پیراهن خاکستری بر تن و کلاه قهوه ای روشنی بر سر داشت،

  • ترجمه های کمتر

    • وضوح
    • صراحت
    • شفافی
    • عاقلی
    • بی تزویری
    • تیز بینی
    • روش فکری
    • رک گویی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plainness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "plainness" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plainness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه