ترجمه "plainspoken" به فارسی

رک گو, رک, پرحرف بهترین ترجمه های "plainspoken" به فارسی هستند.

plainspoken adjective دستور زبان

Speaking plainly or simply. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رک گو

    adjective
  • رک

    adjective
  • پرحرف

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • سرراست
    • نیرومند
    • بی ریا و تزویر
    • بی محابا
    • بی پرده
    • رک و راست
    • صاف و پوست کنده
    • صاف وساده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plainspoken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "plainspoken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه