ترجمه "plaint" به فارسی

شکوه, شکایت, گله بهترین ترجمه های "plaint" به فارسی هستند.

plaint noun دستور زبان

(poetic or archaic) A lament or woeful cry. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکوه

    noun

    It was invested with the woe of unnumbered generations, this plaint by which Buck was so strangely stirred.

    این شکوه، که آن قدر برای باک هیجانآور مینمود، مملو از غم و اندوه نسلهای بیشمار بود.

  • شکایت

    Time! Time! was his unending plaint.

    فرصت! شکایت همیشگیاش فرصت بود!

  • گله

    noun

    listening to the plaints and accusations of some nursery squabble in the house.

    به صدای جر و بحث، گله و دشنامی که از اتاق بچهها میآمد، گوش سپرد.

  • ترجمه های کمتر

    • تظلم
    • سوگ
    • ضجه
    • مویه
    • نارضایی
    • (شعر قدیم) ناله و زاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plaint " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plaint
+ اضافه کردن

"Plaint" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plaint در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "plaint" با ترجمه به فارسی

  • سوگوار · عزادار · غمگین کننده
اضافه کردن

ترجمه های "plaint" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه