ترجمه "plainsman" به فارسی

(به ویژه مهاجر اولیه در ایالات مرکزی امریکا) دشت نشین, مرز نشین بهترین ترجمه های "plainsman" به فارسی هستند.

plainsman noun دستور زبان

A native, inhabitant or settler of a plains region, but especially of the United States prairies [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به ویژه مهاجر اولیه در ایالات مرکزی امریکا) دشت نشین

  • مرز نشین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plainsman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "plainsman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه