ترجمه "plankton" به فارسی

پلانکتون, (جانورشناسی) دروازی, (کاشانی) شوجه بهترین ترجمه های "plankton" به فارسی هستند.

plankton noun دستور زبان

a generic term for all the organisms that float in the sea. A single organism is known as a plankter [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلانکتون

    noun

    fishery related term [..]

    By night, they seek small fish among the plankton, but they're cautious.

    شب هنگام آنها يک ماهي کوچک را ميان پلانکتون ها يافتند ولي او هوشيار است

  • (جانورشناسی) دروازی

  • (کاشانی) شوجه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plankton " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "plankton"

عباراتی شبیه به "plankton" با ترجمه به فارسی

  • تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
اضافه کردن

ترجمه های "plankton" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه