ترجمه "plateau" به فارسی

فلات, ثبات, ترازه بهترین ترجمه های "plateau" به فارسی هستند.

plateau verb noun دستور زبان

A largely level expanse of land at a high elevation; tableland. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلات

    noun

    level expanse [..]

    One is a high plateau swept by winds and shrouded with, clouds.

    یکی فلات مرتفعی است که بادها و ابرها بر آن میتازند.

  • ثبات

    noun

    stable level

  • ترازه

  • ترجمه های کمتر

    • استاد شدن
    • بلا تغییر ماندن
    • بلندا (mesa هم می گویند)
    • به ترازه رسیدن
    • به وضع ثابت رسیدن
    • تراز خط
    • تراز خط شدن
    • ترازه شدن
    • زمین مسطح
    • وضع ثابت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plateau " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "plateau"

عباراتی شبیه به "plateau" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plateau" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه