ترجمه "plateau" به فارسی
فلات, ثبات, ترازه بهترین ترجمه های "plateau" به فارسی هستند.
plateau
verb
noun
دستور زبان
A largely level expanse of land at a high elevation; tableland. [..]
-
فلات
nounlevel expanse [..]
One is a high plateau swept by winds and shrouded with, clouds.
یکی فلات مرتفعی است که بادها و ابرها بر آن میتازند.
-
ثبات
nounstable level
-
ترازه
-
ترجمه های کمتر
- استاد شدن
- بلا تغییر ماندن
- بلندا (mesa هم می گویند)
- به ترازه رسیدن
- به وضع ثابت رسیدن
- تراز خط
- تراز خط شدن
- ترازه شدن
- زمین مسطح
- وضع ثابت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plateau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plateau"
عباراتی شبیه به "plateau" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به Canadian Shield
-
فلات غربی استرالیا
-
مرحله عدم پیشرفت شغلی
-
فلات ایران
-
فلات کامبرلند (بخشی از کوه های آپالاچیا در خاور امریکا)
-
فلات دکن (در هندوستان) (the Deccan هم می گویند)
-
فلات تبت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن