ترجمه "platelet" به فارسی

پلاکت, گرده, (خون پستانداران) پلاکت بهترین ترجمه های "platelet" به فارسی هستند.

platelet noun دستور زبان

(cytology) A small colorless disk-shaped particle found in the blood of mammals, which plays an important role in the formation of blood clots. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاکت

    component of blood

    The platelet dysfunction and cardiac arrest points to a pancreatic tumor.

    پلاکت هاي غيرمعمولي و حمله ي قلبي نشون ميده که تومور لوزالمعده اي داره.

  • گرده

    noun
  • (خون پستانداران) پلاکت

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به thrombocyte
    • صفحه کوچک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " platelet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "platelet" با ترجمه به فارسی

  • صفحه کوچک · پلاکت های خون (ذرات ریز و بی رنگ و بشقاب شکلی که عامل اصلی بسته شدن خون است) · گرده خون
  • ترومبوسيتها · پلاكتهاي خون · پلاکت · پلاکتها
  • داروهای ضد پلاکت
  • پیآرپی
  • ترومبوسيتها · پلاكتهاي خون · پلاکتها
اضافه کردن

ترجمه های "platelet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه