ترجمه "plated" به فارسی

(پارچه) دو نخه (بافته شده از دو جور نخ), آبداده, آبکاری شده بهترین ترجمه های "plated" به فارسی هستند.

plated verb

Simple past tense and past participle of plate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (پارچه) دو نخه (بافته شده از دو جور نخ)

  • آبداده

  • آبکاری شده

  • ترجمه های کمتر

    • اندوده
    • صفحه دار (مانند برخی زره ها)
    • پوشیده از صفحات فلزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plated
+ اضافه کردن

"Plated" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plated در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "plated" با ترجمه به فارسی

  • (گردآوری تمبر پست) یک صفحه تمبر (که شماره ی ترتیب آن یا plate number در حاشیه ی آن چاپ شده است)
  • نگارش حقوقی و رسمی
  • (زمین شناسی - این نظریه : سطح زمین از چندین صفحه ی عظیم تشکیل شده که مرتبا در حرکت اند و موجب زلزله و به وجود آمدن کوه ها و غیره هستند) زمین ساز شناسی · زمینساخت بشقابی
  • استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
  • کارد و چنگال و قاشق طلایی یا دارای روکش طلا
اضافه کردن

ترجمه های "plated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه