ترجمه "player" به فارسی

بازیکن, نوازنده, بازیگر بهترین ترجمه های "player" به فارسی هستند.

player noun دستور زبان

One who plays any game or sport. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازیکن

    noun

    who plays any game [..]

    A soccer team consists of eleven players.

    یک تیم فوتبال متشکل از 11 بازیکن است

  • نوازنده

    noun

    And he cues in a flute player like this.

    او به این شکل به نوازنده فلوت اشاره میکند.

  • بازیگر

    noun

    but now there's a new kind of player on the field

    ولی الان یک نقش یا بازیگر جدید در میدان وجود داره

  • ترجمه های کمتر

    • هنرپيشه
    • قمارباز
    • خنياگر
    • خنیاگر
    • (موسیقی) نوازنده
    • دستگاه صوتی (گرامافون و ضبط صوت و غیره)
    • هنرپیشه (تئاتر و غیره)
    • پخش کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " player " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Player
+ اضافه کردن

"Player" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Player در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "player"

عباراتی شبیه به "player" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "player" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه