ترجمه "playground" به فارسی

تفریحگاه, زمین بازی, (به ویژه در مدرسه) زمین بازی بهترین ترجمه های "playground" به فارسی هستند.

playground noun دستور زبان

(outdoors) A large open space to play on, usually for children. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تفریحگاه

    noun
  • زمین بازی

    noun

    place with a specific design for children to be able to play there

    I used to have to wait like on a porch or a playground.

    باید زیر ایوان یا تو زمین بازی صبر میکردم.

  • (به ویژه در مدرسه) زمین بازی

  • ترجمه های کمتر

    • محل خوشگذرانی (توریست ها)
    • مکه ی توریست ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " playground " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "playground"

عباراتی شبیه به "playground" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "playground" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه