ترجمه "playing field" به فارسی

(فوتبال و غیره) زمین بازی, میدان بازی بهترین ترجمه های "playing field" به فارسی هستند.

playing field noun دستور زبان

A field on which a game, esp. a ball game, is played. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (فوتبال و غیره) زمین بازی

  • میدان بازی

    noun

    We need to level the playing field and that's what this guy does.

    ما باید میدان بازی رو برابر کنیم و این پسره کارش همینه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " playing field " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "playing field" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه