ترجمه "playmaker" به فارسی
بازیساز, (به ویژه در بسکتبال) بازیکن کلیدی, بازیکن سرنوشت ساز بهترین ترجمه های "playmaker" به فارسی هستند.
playmaker
noun
دستور زبان
(dated) A playwright. [..]
-
بازیساز
association football position
-
(به ویژه در بسکتبال) بازیکن کلیدی
-
بازیکن سرنوشت ساز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " playmaker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن