ترجمه "playmate" به فارسی

همبازی, مرد بهترین ترجمه های "playmate" به فارسی هستند.

playmate noun دستور زبان

A companion for someone (especially a child) to play with. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همبازی

    Beau can have lots of playmates and go to school.

    بو میتونه یه عالمه همبازی داشته با شه و بره به مدرسه .

  • مرد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " playmate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "playmate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه