ترجمه "playhouse" به فارسی

تئاتر, تاتر, تماشاخانه بهترین ترجمه های "playhouse" به فارسی هستند.

playhouse noun دستور زبان

A theater; a venue for performing plays. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تئاتر

    noun

    They would have bored expressions and they would 'go with their parents to have lobster dinners and to attend the Ogunquit Playhouse.

    قیافه آدمهای بی حوصله را داشتند وبهمراه والدین خود خوراک خرچنگ میخوردند وبه تئاتر میر فتند

  • تاتر

    noun
  • تماشاخانه

  • ترجمه های کمتر

    • خانه برای بازی کودکان
    • خانه ی عروسک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " playhouse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "playhouse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه